امروز : شنبه, ۲۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵
- ۲۵ درصد داروهای خانگی به مرحله غیر قابل مصرف می رسند
- اهمیت سونوگرافی و ماموگرافی برای تشخیص بیماریهای بیعلامت زنان
- تأمین تجهیزات حیاتی، پشتوانه تابآوری نظام سلامت در بحرانها
- فرماندار گناوه: حوزه سلامت در شهرستان تقویت میشود
- هانتاویروس به ایران نرسیده است
- بیشترین میزان غلظت گرد و غبار ایلام در مهران ثبت شد
- فرزندآوری نردبان رسیدن به ایران قوی است
- ارتباط کووید طولانی مدت با خطرات قلبی
- آبرسانی سد بیدکان به ۱۳۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی
- نسبت شرکتهای فعال در زنجان ۷۲ درصد نسبت به میانگین کشوری بالاتر است
- حفظ انسجام و ساماندهی مواکب، اولویت اجتماعات شبانه کرمانشاه است
- غضنفری پور: سقط غیرقانونی تهدیدی جدی برای سلامت مادران است
- قادری: اهل سنت نقش مهمی در تاریخ مقاومت استان بوشهر داشته است
- نفوذ گرد و غبار فرامنطقه ای به استان بوشهر؛ سواحل متلاطم است
- اورژانس هوایی استان تهران این هفته جان ۶ نفر را نجات داد
- قیمت انواع گوشی امروز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
- تداوم بستهبندی دارویی چرا بخشی از زنجیره حیاتی سلامت محسوب میشود؟
- سفیران سلامت دانشآموزی در ارتقای سلامت جامعه نقش دارند
مسیر شکوفایی استعداد با توجه به نظام تحولی پیاژه
شوخیِ بهجا، خرید کتابی تازه، آمادهکردن صبحانه ساده یا حتی اداره یک کانال کوچک در شبکههای اجتماعی، همه اینها میتواند نشانه وجود استعداد در افراد باشد. برخی تصور میکنند استعدادی ندارند یا اگر دارند آنقدر ویژه نیست تا ارزش دیدهشدن داشته باشد. اما چرا بسیاری از استعدادها هیچگاه فرصت بروز پیدا نمیکنند یا اصلا مورد […]
در روانشناسی تحولی، پیاژه بر روی واژه «شناخت» تأکید جدی دارد و شناخت موردنظر فلاسفه را شناخت نمیداند. از نظر او شناختها از تعاملهای درونی و برونی سرچشمه میگیرند. هنگامی که تعامل و کُنشی در محیط شکل نگیرد، مقوله شناخت منتفی است. «بروز» پس از شناخت صورت مییابد و تا زمانیکه «شناخت» حاصل نشود، «ابراز» حاضر نمیشود.
استعداد نیز بر این پایه است. افرادی که استعدادی بروز نمیدهند چون استعدادهایشان را نشناختهاند. چرا ناشناختهاند؟ چون تعامل بهینه با محیط و افراد منتفی بوده است یا اگر تعاملی رخ داده، محیط آنها که شامل خانواده، دوستان، آشنایان، معلمان، مطالعات و رویاروییهای وی بوده است، نتوانسته شخص مستعد را باشناخت بار بیاورد.
بنابراین عدم شناخت ریشه در شکست تعاملها و عدم تجربهها دارد. خود فرد در انتخابها و برقراریهایش نارسایی داشته یا تسهیلگران و مناسبتهای پیرامونی از شناساندن استعدادها به او ناتوان ماندهاند. خانواده و مربیان نگاه درست و عمیقی از افراد ندارند یا کارکردهای متربیان را همانند ارزیابی میکنند.
مقدمه بروز استعداد، شناخت استعداد است. شناخت در گرو مبادله دایمی بین ارگانیزم و محیط، فکر و شیء از منظرگاه روانشناسی تحولی است و مادامی که تعاملهای شناختی نارسا و ناکارآمد عمل کنند، شناخت استعداد منتفی است چه رسد به بروز و رشد آن.
هرزمان خانواده، محل تحصیل و … فرد را آزاد سازند، گشایش رخ میدهد و فرد با تمام استعدادهایش روبهرو میشود. محیطی که با «نمیشود و نمیتوانی» شکل گرفته باشد، جرئت تجربه از بین میرود و بدون تجربه، شناخت و استعداد خاموش میمانند.
نویسنده یادداشت: علی کردانی
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط روابط عمومی ایران مدلبز منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد منتشر نخواهد شد.
- لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

