امروز : پنج شنبه, ۱۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵
- چهره انسانی دین؛ نگاهی نو به اخلاق اجتماعی امام رضا (ع)
- پیام رئیس سازمان بهزیستی به مناسبت روز روانشناس و مشاور
- کتاب «رازهای تندرستان» رونمایی شد؛ پژوهشی درباره یک جشن کهن
- حضور امام رضا(ع) در ایران نقطه عطف تثبیت تشیع و تحول فرهنگی جهان اسلام
- ارائه بیش از ۳۶ هزار مشاوره در مراکز بهزیستی آذربایجانشرقی
- اکبری: ارائه مشاورههای تخصصی مشکلات اجتماعی را کنترل میکند
- تاثیرات و عوارض سم زدایی فوق سریع برای ترک اعتیاد
- مورینیو به رئال مادرید باز میگردد؟
- امنیت غذایی جهان به ثبات بازار انرژی وابسته است
- یک تصویر متفاوت/ بانوی مسلح روی موتور در میادین تهران + عکس
- توضیحات مهم درباره علت حادثه معدن طبس
- افزایش تعداد شهدای حمله تروریستی زاهدان/ فرماندهی انتظامی اعلام کرد
- درگیری مسلحانه در ایرانشهر/ آخرین آمار کشتهشدهها اعلام شد
- نحوه پوشیدن کت جین آقایان به ۱۰ روش مدرن
- گلی: اجرای طرح جهادی دامپزشکی در روستای درمن؛واکسیناسیون ۳۹۰۰ رأس دام
- پیشرفت ۷۹ درصدی سنجش سلامت نوآموزان در خراسان رضوی
- تیم ملی فوتبال ساحلی قهرمان آسیا شد
- برنامه سازمان لیگ برای پایان لیگ برتر و آغاز فصل جدید
مسیر شکوفایی استعداد با توجه به نظام تحولی پیاژه
شوخیِ بهجا، خرید کتابی تازه، آمادهکردن صبحانه ساده یا حتی اداره یک کانال کوچک در شبکههای اجتماعی، همه اینها میتواند نشانه وجود استعداد در افراد باشد. برخی تصور میکنند استعدادی ندارند یا اگر دارند آنقدر ویژه نیست تا ارزش دیدهشدن داشته باشد. اما چرا بسیاری از استعدادها هیچگاه فرصت بروز پیدا نمیکنند یا اصلا مورد […]
در روانشناسی تحولی، پیاژه بر روی واژه «شناخت» تأکید جدی دارد و شناخت موردنظر فلاسفه را شناخت نمیداند. از نظر او شناختها از تعاملهای درونی و برونی سرچشمه میگیرند. هنگامی که تعامل و کُنشی در محیط شکل نگیرد، مقوله شناخت منتفی است. «بروز» پس از شناخت صورت مییابد و تا زمانیکه «شناخت» حاصل نشود، «ابراز» حاضر نمیشود.
استعداد نیز بر این پایه است. افرادی که استعدادی بروز نمیدهند چون استعدادهایشان را نشناختهاند. چرا ناشناختهاند؟ چون تعامل بهینه با محیط و افراد منتفی بوده است یا اگر تعاملی رخ داده، محیط آنها که شامل خانواده، دوستان، آشنایان، معلمان، مطالعات و رویاروییهای وی بوده است، نتوانسته شخص مستعد را باشناخت بار بیاورد.
بنابراین عدم شناخت ریشه در شکست تعاملها و عدم تجربهها دارد. خود فرد در انتخابها و برقراریهایش نارسایی داشته یا تسهیلگران و مناسبتهای پیرامونی از شناساندن استعدادها به او ناتوان ماندهاند. خانواده و مربیان نگاه درست و عمیقی از افراد ندارند یا کارکردهای متربیان را همانند ارزیابی میکنند.
مقدمه بروز استعداد، شناخت استعداد است. شناخت در گرو مبادله دایمی بین ارگانیزم و محیط، فکر و شیء از منظرگاه روانشناسی تحولی است و مادامی که تعاملهای شناختی نارسا و ناکارآمد عمل کنند، شناخت استعداد منتفی است چه رسد به بروز و رشد آن.
هرزمان خانواده، محل تحصیل و … فرد را آزاد سازند، گشایش رخ میدهد و فرد با تمام استعدادهایش روبهرو میشود. محیطی که با «نمیشود و نمیتوانی» شکل گرفته باشد، جرئت تجربه از بین میرود و بدون تجربه، شناخت و استعداد خاموش میمانند.
نویسنده یادداشت: علی کردانی
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط روابط عمومی ایران مدلبز منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد منتشر نخواهد شد.
- لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

