امروز : پنج شنبه, ۲۸ خرداد , ۱۴۰۵
- قرار شبانه شفتیها همزمان با شب چهارم محرم
- سمنان پای کار «عدالتِ روانی»؛ طرح نماد به محرومترین نقاط میرود
- تذکر شدید ترامپ به نتانیاهو: باید منطقیتر رفتار کند
- تحریمهای تازه واشنگتن علیه حزبالله لبنان
- دروس و ضرایب امتحانی آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۶ اعلام شد/ متقاضیان بخوانند
- ادامه حملات اسرائیل به جنوب لبنان
- اعلام وضعیت قرمز در تهران/ گرمای جهنمی در راه پایتخت
- اسماعیل بقایی: خواستار صیانت از مسجدالاقصی و اماکن دینی فلسطین هستیم
- سهم پایین سلامت از تولید ناخالص داخلی
- راهنمای خرید دستگاه لیزر برای کلینیک؛ چطور بهترین انتخاب را داشته باشیم؟
- ۱۰۰۰ پزشک خانواده به مازندرانی ها خدمت می کنند
- داور دیدار ایران و بلژیک مشخص شد+ عکس
- برنامه بازیهای روز هشتم دور دوم جام جهانی؛ از رقابت چک و آفریقای جنوبی تا سرنوشت نامعلوم قطر و کره جنوبی
- غیبت ادامهدار نیمار در دومین بازی برزیل در جام جهانی/ ماجرا چیست؟
- آیت الله حسن زاده: شهید محرابی فرماندهای نخبه در میدان نبرد بود
- پیام تبریک عارف به رهبر انقلاب درباره توافق ایران و آمریکا
- رایزنی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و فرانسه+ جزئیات
- گرمای شدید در تهران تا روز یکشنبه/ وزش باد شدید در راه پایتخت
مسیر شکوفایی استعداد با توجه به نظام تحولی پیاژه
شوخیِ بهجا، خرید کتابی تازه، آمادهکردن صبحانه ساده یا حتی اداره یک کانال کوچک در شبکههای اجتماعی، همه اینها میتواند نشانه وجود استعداد در افراد باشد. برخی تصور میکنند استعدادی ندارند یا اگر دارند آنقدر ویژه نیست تا ارزش دیدهشدن داشته باشد. اما چرا بسیاری از استعدادها هیچگاه فرصت بروز پیدا نمیکنند یا اصلا مورد […]
در روانشناسی تحولی، پیاژه بر روی واژه «شناخت» تأکید جدی دارد و شناخت موردنظر فلاسفه را شناخت نمیداند. از نظر او شناختها از تعاملهای درونی و برونی سرچشمه میگیرند. هنگامی که تعامل و کُنشی در محیط شکل نگیرد، مقوله شناخت منتفی است. «بروز» پس از شناخت صورت مییابد و تا زمانیکه «شناخت» حاصل نشود، «ابراز» حاضر نمیشود.
استعداد نیز بر این پایه است. افرادی که استعدادی بروز نمیدهند چون استعدادهایشان را نشناختهاند. چرا ناشناختهاند؟ چون تعامل بهینه با محیط و افراد منتفی بوده است یا اگر تعاملی رخ داده، محیط آنها که شامل خانواده، دوستان، آشنایان، معلمان، مطالعات و رویاروییهای وی بوده است، نتوانسته شخص مستعد را باشناخت بار بیاورد.
بنابراین عدم شناخت ریشه در شکست تعاملها و عدم تجربهها دارد. خود فرد در انتخابها و برقراریهایش نارسایی داشته یا تسهیلگران و مناسبتهای پیرامونی از شناساندن استعدادها به او ناتوان ماندهاند. خانواده و مربیان نگاه درست و عمیقی از افراد ندارند یا کارکردهای متربیان را همانند ارزیابی میکنند.
مقدمه بروز استعداد، شناخت استعداد است. شناخت در گرو مبادله دایمی بین ارگانیزم و محیط، فکر و شیء از منظرگاه روانشناسی تحولی است و مادامی که تعاملهای شناختی نارسا و ناکارآمد عمل کنند، شناخت استعداد منتفی است چه رسد به بروز و رشد آن.
هرزمان خانواده، محل تحصیل و … فرد را آزاد سازند، گشایش رخ میدهد و فرد با تمام استعدادهایش روبهرو میشود. محیطی که با «نمیشود و نمیتوانی» شکل گرفته باشد، جرئت تجربه از بین میرود و بدون تجربه، شناخت و استعداد خاموش میمانند.
نویسنده یادداشت: علی کردانی
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط روابط عمومی ایران مدلبز منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد منتشر نخواهد شد.
- لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

