امروز : سه شنبه, ۱۹ اسفند , ۱۴۰۴
- آلایندههای هوا در تهران نگرانکننده نیست
- چگونه در زمان حملات هوایی جان مصدومان را نجات دهیم؟
- سناریوی پرهزینه برای فوتبال ایران / انصراف از جام جهانی با جریمه و محرومیت؟
- موج پناهندگی در تیم ملی فوتبال زنان ایران/ ششمین بازیکن هم در استرالیا ماند
- بازیکن سابق تیم ملی والیبال در حملات اخیر به شهادت رسید
- داروخانه هلال احمر خراسان جنوبی ۲۴ ساعته فعال است
- نگرانی در زمینه کمبود داروهای اساسی و شیرخشک در مازندران وجود ندارد
- بازار تهران زیر سایه جنگ؛ عرضه کالاهای اساسی بدون کمبود
- انتشار بیش از ۱۳۰۰محتوای خبری مرتبط با اهدای خون در روزهای اخیر
- سلامت روان کودکان در بحران بیش از همیشه اهمیت دارد
- پرداخت ۲۵ همتی اعتبارات برای بدهی های دارو و تجهیزات پزشکی
- شهادت مادر باردار بروجردی جنایتی هولناک است
- ۱۹۰ نفر از شهدا کمتر از ۱۸ سال سن دارند
- بیعت انجمن فوریت های پزشکی ایران با رهبر انقلاب
- پیام معاونت امور زنان ریاست جمهوری به مناسبت انتخاب رهبر انقلاب
- عزیزی: احتکار کالاهای اساسی اخلال در نظم اقتصادی است
- روند مبادلات تجاری در مرز ماهیرود روان است
- سبزهزاری: سامانه بارشی تا شنبه در خوزستان فعال است
مسیر شکوفایی استعداد با توجه به نظام تحولی پیاژه
شوخیِ بهجا، خرید کتابی تازه، آمادهکردن صبحانه ساده یا حتی اداره یک کانال کوچک در شبکههای اجتماعی، همه اینها میتواند نشانه وجود استعداد در افراد باشد. برخی تصور میکنند استعدادی ندارند یا اگر دارند آنقدر ویژه نیست تا ارزش دیدهشدن داشته باشد. اما چرا بسیاری از استعدادها هیچگاه فرصت بروز پیدا نمیکنند یا اصلا مورد […]
در روانشناسی تحولی، پیاژه بر روی واژه «شناخت» تأکید جدی دارد و شناخت موردنظر فلاسفه را شناخت نمیداند. از نظر او شناختها از تعاملهای درونی و برونی سرچشمه میگیرند. هنگامی که تعامل و کُنشی در محیط شکل نگیرد، مقوله شناخت منتفی است. «بروز» پس از شناخت صورت مییابد و تا زمانیکه «شناخت» حاصل نشود، «ابراز» حاضر نمیشود.
استعداد نیز بر این پایه است. افرادی که استعدادی بروز نمیدهند چون استعدادهایشان را نشناختهاند. چرا ناشناختهاند؟ چون تعامل بهینه با محیط و افراد منتفی بوده است یا اگر تعاملی رخ داده، محیط آنها که شامل خانواده، دوستان، آشنایان، معلمان، مطالعات و رویاروییهای وی بوده است، نتوانسته شخص مستعد را باشناخت بار بیاورد.
بنابراین عدم شناخت ریشه در شکست تعاملها و عدم تجربهها دارد. خود فرد در انتخابها و برقراریهایش نارسایی داشته یا تسهیلگران و مناسبتهای پیرامونی از شناساندن استعدادها به او ناتوان ماندهاند. خانواده و مربیان نگاه درست و عمیقی از افراد ندارند یا کارکردهای متربیان را همانند ارزیابی میکنند.
مقدمه بروز استعداد، شناخت استعداد است. شناخت در گرو مبادله دایمی بین ارگانیزم و محیط، فکر و شیء از منظرگاه روانشناسی تحولی است و مادامی که تعاملهای شناختی نارسا و ناکارآمد عمل کنند، شناخت استعداد منتفی است چه رسد به بروز و رشد آن.
هرزمان خانواده، محل تحصیل و … فرد را آزاد سازند، گشایش رخ میدهد و فرد با تمام استعدادهایش روبهرو میشود. محیطی که با «نمیشود و نمیتوانی» شکل گرفته باشد، جرئت تجربه از بین میرود و بدون تجربه، شناخت و استعداد خاموش میمانند.
نویسنده یادداشت: علی کردانی
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط روابط عمومی ایران مدلبز منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد منتشر نخواهد شد.
- لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.