به گزارش خبرگزاری مهر، الهام شهیدی دلشاد استادیار گروه هوشبری و فوریت های پزشکی، پیرامون موضوع حساس بیهوشی در شرایط جنگی، به عمق چالشها و جنبههای انسانی حوزه بیهوشی میپردازد که در ادامه می خوانیم.
● به طور کلی بیهوشی در شرایط جنگی چه تفاوتی با شرایط عادی دارد.
■ بیهوشی در شرایط جنگی اساساً در بستری از محدودیتها، عدم قطعیت و فشار زمانی شدید انجام میشود. برخلاف شرایط عادی که تصمیمگیریها بر پایه استانداردهای کامل و منابع کافی است، در اینجا بسیاری از تصمیمها بر اساس امکانات موجود و شرایط لحظهای اتخاذ میشوند. طبیعتا بخش قابل توجهی از مرگهای ناشی از تروما در شرایط بحران و جنگ، در صورت دسترسی به مراقبتهای جراحی و بیهوشی ایمن قابل پیشگیری هستند؛ بهگونهای که در برخی گزارشها این میزان تا حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد برآورد شده است. این آمار نه بیانگر ضعف ذاتی نظامهای سلامت، بلکه نتیجه مستقیم تخریب زیرساختها، هدف قرار گرفتن مراکز درمانی و نقض اصول بنیادین حقوق بشردوستانه است. در چنین شرایطی، هر اقدام بیهوشی، در کنار کارکرد بالینی خود، حامل پیامی روشن در دفاع از کرامت انسانی و محکومیت صریح جنگ و رفتارهای ضدبشری است.
● مهمترین چالشی که در زمان جنگ و بحران برای تیم بیهوشی وجود دارد، کدامها هستند.
■ یکی از چالشهای اساسی بیهوشی در بحران و جنگ، فقدان منابع است؛ این فقدان نهفقط در زمینه دارو، بلکه در زیرساختهای پایهای مانند اکسیژن، مانیتورینگ و تجهیزات راه هوایی نیز نمود دارد.
● وقتی امکانات محدود است، تیم بیهوشی معمولاً چگونه این شرایط را مدیریت میکند.
■ شواهد حاصل از مطالعات در محیطهای کممنبع و جنگزده نشان میدهد که در بسیاری از این شرایط، بیهوشی عمومی بدون دسترسی کامل به ونتیلاتور یا تجهیزات پیشرفته مدیریت راه هوایی انجام میشود و در این میان، کتامین به عنوان یکی از ایمنترین و در دسترسترین داروهای بیهوشی نقش محوری ایفا میکند. در چنین شرایطی، تصمیمگیری بیهوشی از یک انتخاب مبتنی بر ترجیح به یک انتخاب مبتنی بر امکان تبدیل میشود. این وضعیت، ریسک عوارض قلبی-ریوی و مرگ حین عمل را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد.
● جنگ و بحران چه تاثیرات دیگری بر نظم و عملکرد تیمهای بیهوشی میگذارد.
■ یکی از این موارد فشار بالای بار تروما در کنار نیازهای غیرجنگی است. در بسیاری از مناطق جنگی، بخش قابل توجهی از مداخلات جراحی همچنان مربوط به موارد غیرتروماتیک مانند اورژانسهای مامایی، عفونتها و بیماریهای عمومی است و موارد ناشی از آسیبهای جنگ تنها بخشی از بار جراحی را تشکیل میدهد. با این حال، بیماران دچار آسیبهای شدید، به ویژه در اثر انفجار و آسیبهای اندامی، اغلب نیازمند مداخلات جراحی مکرر هستند؛ به طوری که در موارد پیچیده،گاهی یک بیمار ممکن است چندین عمل جراحی متوالی و گاه بیش از ۵ تا ۶ مداخله را تجربه کند. این تکرار مداخلات، مدیریت درد، حفظ پایداری همودینامیک و پیشگیری از عفونت را به چالشی چندلایه برای تیم بیهوشی تبدیل میکند.
● با توجه به حملات اخیر به مراکز درمانی و فشارهای ناشی از جنگ، وضعیت ارائه خدمات بیهوشی در کشور را چگونه ارزیابی میکنید.
■ ابعاد حملات به زیرساختهای سلامت کشور، تصویری تکاندهنده از نقض آشکار قوانین بینالمللی را ترسیم میکند. تعدادی بیمارستان و مراکز درمانی، هدف حمله قرار گرفتهاند و صدها مرکز بهداشتی و اورژانس دچار آسیب شدهاند؛ در کنار آن، تعدادی از کادر سلامت به شهادت رسیدهاند، افرادی که نه در میدان نبرد، بلکه در خط مقدم نجات جان انسانها هدف قرار گرفتهاند. با این حال، آنچه این تصویر را از یک روایت صرفاً تراژیک متمایز میکند، تداوم عملکرد حرفهای نظام سلامت است؛ در حالی که بخشی از زیرساختها هدف قرار گرفته، اتاقهای عمل بخش قابل توجهی از مراکز درمانی کشور همچنان با نظم، دقت و استانداردهای علمی فعال هستند و تیمهای بیهوشی، فراتر از مدیریت بحران، حتی انجام جراحیهای الکتیو را نیز بدون اختلال جدی ادامه دادهاند! پاسخی معنادار به تهاجمی است که هدفش، فلجکردن حیات عادی جامعه بوده است.
● با وجود این شرایط، چه عواملی باعث شده خدمات بیهوشی و جراحی همچنان ادامه پیدا کند.
■ خوشبختانه حتی در سختترین شرایط نیز میتوان کیفیت مراقبت را بهبود داد. مطالعات نشان دادهاند که استفاده از چکلیست ایمنی جراحی سازمان جهانی بهداشت میتواند میزان عوارض عمده پس از جراحی را تا حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش دهد. این یافته، تأکیدی بر این واقعیت است که ساختار و نظم حتی در دل بینظمی جنگ، میتواند نجاتبخش باشد.

