خبرگزاری مهر؛ گروه جامعه: آتشنشان بودن فقط خاموش کردن آتش نیست؛ گاهی باید میان دود و شعله، راهی برای نجات یک انسان پیدا کرد، گاهی ساعتها در میان تلی از آهن و بتن به دنبال نشانی از یک زندگی گشت و گاهی برای بیرون آوردن پیکر یک شهید، با آوار دست و پنجه نرم کرد.
در جریان دو مقطع حساس، یعنی جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه رمضان، آتشنشانان در کنار سایر نیروهای امدادی، یکی از سختترین دورههای خدمت خود را تجربه کردند؛ دورهای که مأموریتهای آنان از اطفای حریق و امدادرسانی معمول فراتر رفت و به عملیات گسترده نجات، آواربرداری و جستوجوی پیکر جانباختگان تبدیل شد.
۲۰۰ هزار نفر ساعت در دل بحران ۱۲ روزه
در جریان جنگ ۱۲ روزه، مجموعاً ۱۴۲ حادثه شامل آتشسوزی، ریزش سازه و انفجار به سازمان آتشنشانی اعلام شد؛ حوادثی که برای مدیریت و امدادرسانی به آنها، حدود ۲۰۰ هزار نفر ساعت عملیات انجام گرفت.
در این میان، حضور زنان آتشنشان نیز جلوه دیگری از این خدمترسانی بود. ۱۶ زن آتشنشان در تهران در طول این روزها به صورت مستمر در عملیاتهای امداد و نجات حضور داشتند و در کنار همکاران مرد خود، برای نجات شهروندان تلاش کردند.
در کرج نیز آتشنشانان در کنار عملیاتهای امدادی، در جمعآوری و انتقال پیکر شهدا حضوری فعال داشتند. یکی از صحنههای ماندگار این روزها، زمانی رقم خورد که برای انتقال پیکر یک بانوی شهید، آتشنشانان مرد محل را ترک کردند تا یکی از بانوان آتشنشان این مسئولیت را بر عهده بگیرد؛ صحنهای که شاید بیش از هر آمار و عددی، معنای احترام و همدلی در میدان خدمت را روایت کند.
اما جنگ برای آتشنشانان کرجی، یک شهید نیز به همراه داشت؛ پوریا صفایی، آتشنشان کرجی، در جریان این جنگ به شهادت رسید.
۴۰ روز عملیات؛ ۲۷۰ هزار نفر ساعت تلاش
جنگ ۴۰ روزه رمضان، ابعاد گستردهتری از عملیات امدادی را پیش روی آتشنشانان قرار داد. حدود ۵ هزار آتشنشان به صورت شبانهروزی در عملیات حضور داشتند. در این مدت، ۴۰۰ حادثه به آتشنشانی تهران اعلام شد؛ یعنی به طور میانگین روزانه حدود ۱۰ حادثه. اما پشت این اعداد، ساعتها کار بیوقفه وجود داشت. مجموع عملیات انجامشده به ۲۷۰ هزار نفرساعت رسید و برخی عملیاتها سه تا چهار شبانهروز ادامه پیدا کرد.
در چنین شرایطی، زمان اهمیت حیاتی داشت. میانگین زمان حضور آتشنشانان تهران در صحنه حوادث، حدود پنج دقیقه اعلام شد؛ پنج دقیقهای که گاهی فاصله میان مرگ و زندگی یک انسان بود. حاصل این تلاشها، نجات ۲۷۴ نفر از زیر آوار یا ساختمانهای تخریبشده در تهران بود.
وقتی احتمال زنده ماندن «صفر» اعلام میشود
شاید برخی از مهمترین روایتهای این روزها را نتوان در قالب عدد و آمار بیان کرد. در بعضی عملیاتها، آتشنشانان ساعتها در میان آوار به دنبال نشانی از یک انسان میگشتند. برای پیدا کردن پیکر یک شهید، عملیات آواربرداری در مواردی ۲۰ تا ۱۰۰ ساعت ادامه یافت.
در سوی دیگر، عملیاتهایی وجود داشت که از نظر اولیه، احتمال زنده ماندن افراد بسیار پایین و حتی «صددرصد» فوتشده ارزیابی شده بود؛ اما آتشنشانان دست از تلاش نکشیدند. بعضی از این عملیاتهای نجات تا ۹ ساعت ادامه پیدا کرد و در نهایت، انسانی زنده از میان آوار بیرون آمد. این همان جایی است که مفهوم «امداد و نجات» از یک مأموریت اداری فراتر میرود؛ جایی که امید، حتی زیر چندین متر آوار، همچنان زنده میماند.
از تهران تا ۲۷۰ شهر
این تلاشها محدود به پایتخت نبود. نیروهای آتشنشانی در سراسر کشور در یکهزار و ۳۰۰ نقطه عملیاتی حضور پیدا کردند و در مجموع، ۲۷۰ شهر درگیر این حوادث تحت پوشش عملیات امدادی قرار گرفتند. بر اساس آمار اعلامشده، نیروهای آتشنشانی کشور در این عملیاتها جان حدود ۲ تا ۳ هزار نفررا نجات دادند.
در شیراز نیز آتشنشانان توانستند ۵۰ شهروند گرفتار در آوار را زنده نجات دهند و در کنار عملیاتهای جستوجو و نجات، یکهزار و ۴۹۸ مأموریت اطفای حریق و امداد را به انجام رساندند.
آتشنشانان در حالی برای نجات دیگران وارد ساختمانهای آسیبدیده و مناطق حادثهدیده شدند که خودشان نیز از خطر در امان نبودند. در جریان جنگ ۴۰ روزه، ۳۴ آتشنشان مصدوم شدند و برخی از آنها آسیبهایی مانند اصابت ترکش را تجربه کردند. چهار ایستگاه آتشنشانی نیز بین ۲۰ تا ۵۰ درصد خسارت دیدند. با این حال، مأموریت متوقف نشد.
ایستگاه آسیب دید، آتشنشان مجروح شد، خستگی بر تنها نشست، اما عملیات ادامه پیدا کرد؛ چراکه آن سوی آوار، هنوز کسی منتظر رسیدن نیروهای امدادی بود.

بانوان آتشنشان؛ حضوری در خط مقدم
حضور بانوان آتشنشان در این حوادث نیز بخشی از این روایت است؛ زنانی که در روزهای جنگ ۱۲ روزه در تهران در عملیاتهای امداد و نجات حضور داشتند و بانوان آتشنشان کرجی نیز در کنار سایر نیروها به خدمترسانی پرداختند.
در میدان حادثه، جنسیت جای خود را به مسئولیت میدهد؛ همه یک هدف دارند: نجات جان انسانها.
حضور بانوان آتشنشان در عملیات انتقال پیکر یک بانوی شهید در کرج، یکی از همان لحظاتی بود که نشان داد حتی در دل تلخترین صحنهها نیز میتوان ردپایی از کرامت، احترام و انسانیت پیدا کرد.

تقدیر در یک روز؛ مطالبه برای سالهای خدمت
اما در کنار تقدیر و تجلیل، یک پرسش جدی نیز وجود دارد؛ سهم آتشنشان از همه این ایثار و فرسودگی چیست؟
وقتی شغلی با خطر دائمی سوختگی، خفگی، ریزش آوار، انفجار، ترکش و آسیبهای جسمی و روانی همراه است و نیروهای آن ممکن است ساعتها و حتی شبانهروز در صحنه عملیات بمانند، طبیعی است که بحث حق و حقوق، مزایا، سختی کار، حمایتهای درمانی و جبران خسارتهای ناشی از آسیبهای شغلی نیز در کنار تقدیرها مطرح باشد.
آتشنشانان سالهاست درباره ضرورت متناسب بودن مزایا و حمایتهای شغلی با دشواری و ریسک این حرفه مطالبه دارند. واقعیت این است که قدردانی از یک آتشنشان نباید فقط به یک مراسم، یک لوح تقدیر یا یک بازدید مناسبتی محدود شود؛ حمایت واقعی باید در زندگی و آینده خود آتشنشان و خانوادهاش نیز دیده شود.
وقتی آتشنشانی در حین مأموریت آسیب میبیند، وقتی سالها با آثار جسمی و فرسودگی این شغل زندگی میکند و وقتی برای نجات دیگران از سلامت خود هزینه میدهد، رسیدگی به وضعیت معیشتی، درمانی و حقوقی او دیگر یک لطف نیست؛ بخشی از مسئولیت در قبال این قشر است.
از همین منظر، موضوع پیگیری حقوق جانبازی برای نیروهای آسیبدیده آتشنشانی که همزمان با تقدیر از عملکرد آنان مطرح شده، اهمیت پیدا میکند؛ چراکه پشت هر مصدومیت، یک خانواده و پشت هر سال خدمت، بخشی از توان و سلامت یک انسان قرار دارد.
تقدیر مسئولان از آتشنشانان
عملکرد آتشنشانان در این روزها مورد توجه مسئولان مختلف قرار گرفت.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در ۳۱ فروردین با حضور سرزده در یکی از ایستگاههای آتشنشانی، از تلاشهای شبانهروزی این نیروها در جنگ ۴۰ روزه تقدیر کرد و نقش آنان را در مهار بحران، نجات جان هزاران شهروند و مدیریت صحنههای پرخطر تعیینکننده دانست.
موسی الرضا حاجی بگلو، رئیس شورای عالی استانها نیز در پیام روز آتشنشانی، ایثار آتشنشانان در جنگ رمضان را جلوهای ماندگار از تعهد، مسئولیتپذیری و خدمت صادقانه به مردم توصیف کرد.
سردار محمدیان، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، نیز آتشنشانان را سرمایههای ارزشمند جامعه دانست که با تکیه بر ایمان، شجاعت، تخصص و روحیه ایثار در سختترین لحظات برای نجات جان و حفظ مال شهروندان وارد میدان میشوند.
در مجلس نیز نمایندگان از عملکرد آتشنشانان تقدیر کردند. علی شیرینزاد، نماینده کرج، از فداکاری آتشنشانان کرجی در جنگ ۱۲ روزه تقدیر کرد و از پیگیری برای تعیین حقوق جانبازی نیروهای آسیبدیده خبر داد.
زینب قیصری، نماینده تهران، نیز حضور آتشنشانان در روزهای جنگ و همراهی آنان با مردم را مورد تقدیر قرار داد.
در تهران، علیرضا زاکانی، شهردار پایتخت نیز بر نقش آتشنشانان در صف مقدم امدادرسانی در جنگ ۱۲ روزه تأکید کرد و فرماندار تهران از مدیریت منسجم و حضور بهموقع نیروهای آتشنشانی در جنگ رمضان تقدیر کرد.
قدرتالله محمدی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران نیز در نشست خبری ۵ مهر ۱۴۰۵ گفت: در جریان جنگ، فرماندهی میدان در حوزه حوادث بر عهده آتشنشانی بود و شدت مأموریتها چند برابر شد.
قدردانی از مردان و زنانی که شب را به صبح رساندند
اما شاید هیچ تقدیری به اندازه دیدن دوباره یک انسان نجاتیافته برای یک آتشنشان معنا نداشته باشد. آتشنشانان در این دو جنگ، فقط با شعلههای آتش نجنگیدند؛ با آوار، انفجار، ترکش، خستگی و زمان جنگیدند. گاهی برای پیدا کردن یک نفر، ساعتها و روزها دست از تلاش نکشیدند و گاهی خودشان زخمی شدند تا دیگری فرصت بازگشت به زندگی پیدا کند.
هفتم مهر، روز آتشنشانی و ایمنی، بهانهای است برای یادآوری همین انسانها؛ مردان و زنانی که لباس خدمت پوشیدند و در روزهایی که شهر بیش از همیشه به آنها نیاز داشت، به جای دور شدن از خطر، به سمت آن رفتند.
شاید بهترین ادای احترام به آنان این باشد که در کنار تشویق و تقدیر، حق و حقوق متناسب با این شغل سخت و پرخطر نیز جدی گرفته شود؛ چرا که جامعه از آتشنشان انتظار دارد در سختترین لحظهها، برای نجات جان مردم یک قدم جلو برود و در مقابل، انتظار این قشر از جامعه این است که وقتی نوبت حمایت میرسد، تنها نمانند.
و در میان همه این روایتها، نام شهدای آتشنشان همچنان ماندگار است؛ کسانی که برای نجات جان دیگران، از جان خود گذشتند.

