امروز : شنبه, ۲۳ اسفند , ۱۴۰۴
- زیباکردار: دارو و واکسن دامپزشکی در کردستان تامین شده است
- پزشکان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی جنایات اخیر را محکوم کردند
- وزارت بهداشت شهادت دو مادر باردار در حملات اخیر را محکوم کرد
- تدابیر سازمان غذا و دارو برای پایداری بازار شیرخشک
- دستورالعمل حیاتی وزارت بهداشت برای پیشگیری از بیماریهای گوارشی
- نظام مراقبت از بیماری ها از پایداری کامل برخوردار است
- مجروحیت کودک ۵ ساله در پی حمله به مناطق مسکونی
- هشدار نارنجی هواشناسی در ایلام؛ احتمال سیلاب وجود دارد
- خسروی: سناریوهای تامین کالا در اصفهان برای شرایط بحرانی تدوین شد
- بیستموچهارمین سوال طرح نهضت ملی «زندگی با آیهها» در یزد اعلام شد
- هواشناسی: اصفهان گرمتر میشود
- برخورد قاطع پلیس با سارقان / یک سارق در جنوب تهران با شلیک پلیس دستگیر شد
- وضعیت هوای تهران امروز شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ / شاخص آلودگی تهران ۱۲۶ شد
- دانش آموزان و کنکوریها بخوانند / تقویم آموزشی تغییر خواهد کرد
- جزئیات حریق در کارگاه تولید رنگ پردیس
- تاییدیه بیمهای نسخههای دارویی در وضعیت موجود لغو شده است
- تخصیص اعتبار ۳۰۰ میلیاردی برای کمک اورژانسی به نیازمندان
- جنجال پناهندگی زنان فوتبالیست / پرونده این ورزشکاران را نبندید
جنجال پناهندگی زنان فوتبالیست / پرونده این ورزشکاران را نبندید
در روزهای اخیر درباره تیم ملی فوتبال زنان ایران رخدادی روی داد که تحلیل آن میتواند درسهای مهمی برای فضای رسانهای، اجتماعی، مدیریتی و حتی امنیتی کشور به همراه داشته باشد.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از اعتماد، ماجرا به نخستین بازی جام ملتهای آسیا بازمیگردد؛ جایی که برخی اعضای تیم فوتبال زنان ایران دانسته یا ندانسته، سرود ملی جمهوری اسلامی ایران را همراهی نکردند. این اتفاق به سرعت به سوژهای جنجالی تبدیل شد و موجی از واکنشها را در داخل و خارج از کشور برانگیخت.
از یک سو رسانههای معاند خارجی تلاش کردند با بزرگنمایی و تهییج احساسات، این موضوع را به نمادی از نارضایتی در داخل کشور تبدیل کنند. از سوی دیگر، برخی رسانهها و چهرههای داخلی نیز با واکنشهای تند، برچسبزنی، تهدید و حتی طرح بحث مجازات، فضای ملتهبی ایجاد کردند. حاصل این فضای دوقطبی آن شد که چند نفر از بازیکنان تیم، تحت فشار شدید روانی و رسانهای، در اقدامی احساسی تصمیم به پناهندگی در استرالیا گرفتند.
در این میان، واکنشهای سنجیدهتر برخی مسوولان کشور که بر حفظ امنیت و امکان بازگشت این بازیکنان تاکید داشتند، نتایج قابل توجهی به همراه آورد؛ بهگونهای که یکی از بازیکنان از تصمیم خود منصرف شد. این تحول موجب شد مقامات استرالیایی محل اقامت سایر بازیکنان را تغییر دهند و نشان داد احتمال بازگشت دیگران نیز وجود دارد.
این رویداد پدیدهای کاملا استثنایی در تاریخ معاصر ایران نیست. آنچه میتوان از آن با عنوان «شکار نخبگان» یاد کرد، در اشکال گوناگون علمی، ورزشی، فرهنگی و هنری سالهاست در دستور کار برخی کشورهای غربی قرار دارد. در تاریخ این سرزمین نمونههای متعددی از جذب و مهاجرت نخبگان دیده میشود که گاه با پیامدهای تلخ همراه بوده است. در حوزه نخبگان علمی، این روند اغلب به صورت آرام رخ میدهد، اما درباره نخبگان ورزشی و چهرههای شناخته شده اجتماعی، معمولا با موجی از عملیات رسانهای همراه است.
اهمیت این پدیده در مقاطع حساس سیاسی یا شرایط بحرانی دوچندان میشود، چراکه طرف مقابل میکوشد از آن به عنوان ابزار تبلیغاتی برای القای ناکارآمدی یا نارضایتی استفاده کند.
با این حال، باید پذیرفت بخشی از این مساله ریشه در رفتارهای داخلی دارد. گاه تنگنظریها، برخوردهای هیجانی و فضای برچسبزنی در داخل کشور، ناخواسته به عاملی برای دور شدن برخی نخبگان تبدیل میشود. در چنین شرایطی، طرفهای خارجی نیز با پیشنهادهای اغواکننده و حمایت رسانهای، زمینه جذب آنان را فراهم میکنند.
نکته مهم آن است که ما معمولا پس از خروج این افراد، پرونده آنان را بسته تلقی میکنیم؛ گویی دیگر امکانی برای بازگشت وجود ندارد. در حالی که یافتههای روانشناختی نشان میدهد بسیاری از افراد پس از ترک وطن با تعارضهای درونی، احساس غربت و فشارهای روانی روبهرو میشوند و اگر دریچهای امن ببینند، ممکن است به بازگشت بیندیشند. با این حال، چنین نگاهی کمتر در راهبردهای فرهنگی و رسانهای ما دیده میشود. گویی بیشتر بر «از دست دادن» تمرکز داریم تا «بازگرداندن».
در همین چارچوب، برخی مسوولان ورزشی از تعبیر «گروگانگیری» برای توصیف وضعیت این افراد استفاده کردهاند. هر چند این تعبیر در ظاهر اغراقآمیز است، اما به واقعیتی اشاره دارد: بسیاری ممکن است در آغاز مسیر با اختیار خود حرکت کنند، اما پس از ورود به شبکههای رسانهای یا ساختارهای سیاسی خارج از کشور، عملا امکان بازگشت را از دست بدهند.
از این رو، ضروری است کارگزاران فرهنگی و امنیتی کشور با نگاهی واقعبینانه، سیاستهایی برای بازگشت این افراد طراحی کنند. تضمین امنیت، پرهیز از برخوردهای انتقامجویانه و استفاده از سنت رافت و گذشت ایرانی و اسلامی میتواند بسیاری را به تجدیدنظر در تصمیم خود ترغیب کند.
چنین راهبردی بهویژه درباره شبکههای رسانهای معاند از جمله شبکههای ماهوارهای که نیروهای خود را از میان هنرمندان و چهرههای فرهنگی ایرانی جذب کردهاند، میتواند موثر باشد. بازگشت حتی تعدادی از این افراد، آن هم در فضایی امن و مبتنی بر بخشش، نهتنها سرمایه انسانی را بازمیگرداند، بلکه ضربهای جدی به اعتبار این شبکهها وارد میکند.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن باشیم که به جای طرد، به بازگرداندن بیندیشیم؛ به جای بستن درها، راهی برای بازگشت بگشاییم. چه بسا بسیاری از آنان که روزی از این سرزمین رفتهاند، هنوز در انتظار شنیدن این پیام باشند: درهای وطن همچنان به روی شما باز است؛ به آغوش وطن برگردید!
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط روابط عمومی ایران مدلبز منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد منتشر نخواهد شد.
- لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.