امروز : پنج شنبه, ۱۱ دی , ۱۴۰۴
- هشدار نسبت به تبعات مصرف داروهای تاریخ منقضی
- در بحران اقتصادی این گونه سلامت روان و تن خود را حفظ کنید
- بزرگترین کلینیک تخصصی درمان زخم با فناوری پلاسما در اصفهان افتتاح شد
- از ابنسینا تا امروز؛ سنت بی گسست هزارساله آموزش پزشکی در اصفهان
- عوامل خطر بیماریهای عروقی را بشناسیم
- امید و همدلی باید در کانون آموزش دانشگاهی تقویت شود/مددکاری اجتماعی، پشتوانه سلامت روان دانشجویان
- مصرف زرده خام تخممرغ برای گلودرد، توصیهای بدون پشتوانه علمی است
- مکتب «حاج قاسم» چراغ راه آینده؛ مسیری که همچنان الهامبخش است
- اربعین حسینی فرصتی بینظیر برای گسترش وحدت اسلامی است
- بارش برف در برخی مناطق ادامه دارد/ پیشبینی هوای تهران
- اعلام زمان بدرقه پیکر مرحوم بیضایی و بیانیه خانه سینما درباره درخواست مژده شمسایی
- آخرین وضعیت راههای کشور/ ترافیک سنگین در چالوس و هراز
- آتشسوزی در کلیسای تاریخی آمستردام در شب سال نو
- کشف ارتباط عجیب نحوه پلک زدن با شنوایی
- کشف یک زبان پنهان در مغز
- کشف یک زبان پنهان در مغز
- قرار نیست برای فرزندت ابرقهرمان باشی؛ یک والد واقعی کافی است!
- قرار نیست برای فرزندت ابرقهرمان باشی؛ یک والد واقعی کافی است!
از ابنسینا تا امروز؛ سنت بی گسست هزارساله آموزش پزشکی در اصفهان
به مناسبت روزهای پایانی هزارمین سال تاسیس نهاد آموزش پزشکی در اصفهان اصفهانِ سال ۴۱۵ هجری بود، باران تازه بند آمده بود و کوچهها هنوز بوی خاک نمخورده میداد. دروازه طوقچی آرام گشوده شد و کاروانی وارد شهر شد که سکوت همراهانش از هر هیاهویی گویاتر بود. در صدر کاروان، مردی با جامهای تیره نشسته […]
به مناسبت روزهای پایانی هزارمین سال تاسیس نهاد آموزش پزشکی در اصفهان
اصفهانِ سال ۴۱۵ هجری بود، باران تازه بند آمده بود و کوچهها هنوز بوی خاک نمخورده میداد. دروازه طوقچی آرام گشوده شد و کاروانی وارد شهر شد که سکوت همراهانش از هر هیاهویی گویاتر بود. در صدر کاروان، مردی با جامهای تیره نشسته بود؛ مردی که سالها میان خوارزم و ری و گرگان در رفتوآمد بود، با ابوریحان بیرونی مناظره کرده بود با ابنمسکویه در اخلاق و سیاست هم اندیشیده بود، آثار ابوالقاسم زهراوی را تورق زده و از نوشتههای ابنجزّار قیروانی بهرهها برده بود. او کسی نبود جز ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا.
پورسینا خسته از آوارگی، اما امیدوار به نهادن دانشی ماندگار به اصفهان رسیده بود. شهری که سرنوشت خواست میزبان آرزوی ناتمام او شود؛ آرزویی که دانش و پزشکی را از پراکندگی و شفاهیبودن برهاند و آن را به نهادی پایدار بدل کند.
در کاخ اصفهان، علاءالدوله کاکویه دیلمی نشسته بود؛ امیری که گوش و چشمش با علم آشنا بود و اندیشه را بر شمشیر ترجیح میداد. ابنمسکویه در میان حاضران بود؛ همان که روزگاری در ری با ابنسینا همسخن شده بود. هنگامی که ابنسینا وارد شد، امیر به احترام برخاست و گفت: شنیدهام در همدان از تو معجزه میخواستند و علمت را وانهاده بودند! اینجا اگر بگویی چگونه دانش میماند، همان خواهم کرد. ابنسینا گفت: علم اگر خانه نداشته باشد، با رفتن عالم میمیرد. امیر پاسخ داد: پس خانهاش را در این شهر بنا کن؛ مدرسهای جدا از صحن مساجد و شفاخانهای در جوار آن.
نقش بنا به دست احمد بن محمد بن مندویه، طبیب برجسته اصفهانی، سپرده شد؛ پزشکی که باور داشت طب، اگر از بستر بیمار جدا شود، به دانشی خشک و انتزاعی بدل میشود. او همراه ابوصالح سهل بن صاعد داروشناس نامدار و ابن اشعث طبیب و داروشناس، ساختاری را پیریزی کرد که در آن درِ مدرسه مستقیماً به دارالشفا گشوده میشد و آموزش نظری و بالینی در هم میتنید. این نگاه ریشه در سنت کهن ابوالحسن طبری و تجربههای پزشکی قیروان داشت.
پیش از آنکه سنگ نخست نهاده شود، حکیمان اصفهان گرد آمدند. ابنمسکویه برای سامان اخلاق و فهرست نویسی پزشکی، بهمنیار بن مرزبان برای تبیین فلسفه آموزش، آثار ابوالحسن طبری برای چارچوب درمانها، ابوصالح سهل بن صاعد برای سازماندهی دواخانه و ابن اشعث برای نظام نسخهنویسی و البته ابن مندویه برای برنامه آموزش بالینی.
ابنسینا در همان جمع گفت: آموزش طب بر سه ستون استوار است؛ کتاب، استاد و بیمار و کتاب درسنامه، همان بود: القانون فی الطب.
در نخستین روز مدرسه، شاگردانی از ری و اصفهان و همدان و نهاوند و عراق و … در صحن گرد آمدند. بهمنیار سطری از قانون خواند، ابنسینا شرح داد و همان روز ابن مندویه دانشجویان را به دارالشفا برد تا بیماری مبتلا به تب نوبه را معاینه کنند. از آن پس، برای نخستین بار در اصفهان، دانشجو همزمان هم نظریه میآموخت و هم در شفاخانه بیمار میدید و درمان می آموخت.
چند ماه بعد، ابوریحان بیرونی به مدرس آمد. بر بام آن در کنار ابنسینا نشست و گفت: کاری که تو کردی از نوشتن هر کتابی بزرگتر است؛ تو طب را در این سرزمین نهادمند کردی.
در همان سالها و بعد، نسلهای آینده همچون احمد بن محمد سهلان ساوی هرچند نه شاگرد مستقیم، اما وارث همین فضا و سنت آموزش آکادمیک طب شدند.
مدرسه و دارالشفا نسل در نسل ادامه یافتند. پزشکانی چون ابنسکین و ابنبطلان در دهههای بعد، مستقیم یا غیرمستقیم از سنت اصفهان بهره بردند. در قرن ششم، هبهالله بن تلمیذ، رئیس اطبای بغداد، از آموزش کنار بستر بیمار سخن گفت؛ روشی که ریشه در همین مکتب اصفهان داشت.
وقتی ابنسینا در سال چهارصد و بیست و هشت هجری چشم فرو بست و رخ در نقاب خاک کشید، مدرس پابرجا بود. ابن مندویه گفت: این خانه را یک نفر نساخته است؛ خشتخشت آن روح دارد. سال ها گذشت، سلجوقیان آمدند و رفتند، حاکمان تغییر کردند، حکومت ها اوج و افول را تجربه مردند اما مدرسه ماند؛ زیرا نهاد بود، نه فرد.
در فراز و فرودها و رفت و آمد حکام و حکومت ها این سنت آموزش پزشکی اصفهان بود که ماند. در دوران صفوی، طبیبانی چون حکیم عمادالدین محمود و حسین بن طاهر کاشانی همین سنت را با دانش روزگار خود درآمیختند. اصول سهگانه سینوی آموزش؛ درس، استاد و بیمار، همچنان زنده ماند.
وقتی پزشکی نوین به ایران رسید، شاید اصفهان نیازی به آموختن مفهوم «نهاد» نداشت؛ هزار سال آن را آزموده بود. پزشکان جدید، بیآنکه نامی ببرند، بر شانههای همان سنت بی گسست هزار ساله ایستاده بودند. امروز اگر دانشجوی جوان طب از کنار بنای «مدرس ابنسینا» عبور کند و لحظهای درنگ نماید، شاید از دل سنگ و خشت ها صدایی بشنود؛
صدای ابنسینا، ابن مندویه، ابنمسکویه، بهمنیار و هزاران طبیب دیگر که زنجیرهای هزارساله از دانش و تجربه ساختند. خانهای که هنوز ایستاده است: مدرس ابن سینا، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط روابط عمومی ایران مدلبز منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد منتشر نخواهد شد.
- لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

