امروز : پنج شنبه, ۱۱ دی , ۱۴۰۴
- توصیههای تغذیهای برای روزهای سرد
- مشکلات زنان عشایر و روستایی در حوزه آب و مسیرهای کوچ رفع شود
- میراث حاج قاسم برای ملتها؛ از زیست شهیدانه تا مکتب ماندگار مقاومت
- بیمارییابی دام در مناطق عشایرنشین «بنبید» دشتی انجام شد
- رسانهها چگونه بنیان خانواده ایرانی را تغییر میدهند؟
- دنیا مالی: هیچ دانشآموزی در هندیجان نباید ناآشنا با شنا باشد
- مهدویراد الگوی کمنظیر پیوند قرآن و حدیث با اخلاق و آزاداندیشی است
- ظفرقندی: تعرفه های ۱۴۰۵ هنوز به دولت نرسیده است
- سیاستهای فعلی زایمان نتوانسته آمار سزارین را کاهش دهد
- اعلام فراخوان ارسال آثار به پنجمین اجلاس مهدویت و انقلاب اسلامی
- تغییر زمان بازی سپاهان – استقلال / ساعت دقیق اعلام شد
- مهرهها چیده شدند / ترکیب سپاهان و استقلال در آخرین بازی نیمفصل
- بهترین زمان مصرف خرما برای بیشتر شدن فواید آن
- جزئیات فروش بلیت جام جهانی اعلام شد
- فعالان تولید و صنعت دارو افسران جنگ اقتصادی هستند
- پیش فروش جدید ایران خودرو آغاز شد + لینک ثبت نام و جزئیات
- پیش فروش جدید ایران خودرو آغاز شد + لینک ثبت نام و جزئیات
- ثبت نام فروش فوری سایپا دی ماه ۱۴۰۴+ جدول و جزییات
در بحران اقتصادی این گونه سلامت روان و تن خود را حفظ کنید
وقتی زندگی از چند جهت به ما فشار میآورد و ما باید همچنان بایستیم.
به گزارش بهداشت نیوز، گاهی دورههایی در زندگی پیش میآید که حس میکنیم زمین زیر پا استوار نیست. کار اصلی نیاز به تمرکز دقیق دارد، در کنارش کاری فرعی را هم به امید جبران درآمد ادامه میدهیم، اما نتیجه متناقض است. تلاش دو برابر میکنیم و دستاورد مالی نصف میشود. این تضاد، زیر پوست آدم مینشیند. ناگهان مسئله فقط «کار» نیست. مسئله این است که چطور میتوانیم حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی را تبدیل به یک مهارت بقا کنیم، نه یک شعار زیبا.
در همین زمان بدن هم آرام آرام از ما طلبکار میشود. خواب کوتاهتر میشود. وعدههای غذایی نامنظم میشوند. خستگی شبیه باری دائمی روی شانهها میماند. بسیاری از ما ترجیح میدهیم درباره نگرانیهایمان با همسر حرف نزنیم تا او را مضطرب نکنیم. اما سکوت هم هزینه دارد. ذهن پر از حرف نگفته، شبها بیقرارتر میشود.
نگرانی درباره والدین، مثل سایهای همراه ما حرکت میکند. فکر پیری، بیماری و درمانهای احتمالی، با آینده مالی نامطمئن گره میخورد. کشور وارد بحران اقتصادی میشود، قیمتها بیمنطق بالا میروند و هیچ برنامه میانمدتی قابل پیشبینی نیست. تاریخ نشان داده که این وضعیت فقط داستان امروز یک کشور نیست. مردم در آرژانتین، یونان، بریتانیا در دهههای مختلف، و حتی ژاپن پس از ترکیدن حباب مالی، تجربهای شبیه به ما داشتهاند. برخی فرسوده شدند و برخی توانستند نظم تازهای بسازند.
سؤال واقعبینانه این است:
در لحظهای که زندگی از چند جهت فشار میآورد، چگونه میتوان هم روان را نگه داشت و هم بدن را. آن هم بدون توصیههای غیرعملی و نسخههای سادهانگارانه. پاسخ، مجموعهای از راهبردهای آهسته اما واقعی است که ریشه در پزشکی، روانشناسی و تجربه تاریخی مردم در بحرانها دارد.
۱- بحران چندلایه است؛ چرا ذهن در چنین دورههایی زودتر میشکند
در شرایط معمول، مغز با یک منبع استرس سروکار دارد. اما در بحرانهای اقتصادی، استرس «چندلایه» میشود. هم درآمد کاهش مییابد، هم آینده مبهم میشود، هم مسئولیتهای خانوادگی سنگینتر میشوند. در علوم اعصاب، این وضعیت به عنوان «استرس مزمن» (Chronic Stress) شناخته میشود که به آرامی سیستم عصبی را فرسوده میکند.
نمونه تاریخی مهم، بحران مالی ۲۰۰۸ در آمریکا بود. بسیاری از خانوارها بهطور ناگهانی شغل یا پسانداز خود را از دست دادند. مطالعات پزشکی بعد از آن دوره نشان داد نرخ بیخوابی، پرخوری عصبی و افسردگی افزایش یافت. در یونان، پس از بحران بدهیها، مردم آموختند که مهمترین مهارت، شناختن فشارهاست، نه فقط تحمل کردن آنها. وقتی فرد بفهمد چند منبع مختلف به ذهنش حمله میکنند، کمتر خودش را مقصر میداند.
ذهنی که تصور میکند «من باید قویتر میبودم»، بهتدریج فرسوده میشود. اما ذهنی که میفهمد اقتصاد، سیاست، مسئولیت خانوادگی و ترس از آینده روی هم جمع شدهاند، میتواند برای هرکدام راهی جداگانه پیدا کند. این شناخت، اولین ستون برای حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی است.
۲- بدن، سپر اول است؛ چرا خواب و تغذیه در دوره بحران حکم دارو دارند
در دوره بحران، اولین چیزی که قربانی میشود «ریتم بدن» است. اما پزشکی نشان داده که بدن، اساس ثبات روان است. وقتی خواب کوتاه میشود، تنظیمکنندههای عصبی مثل سروتونین (Serotonin) و ملاتونین (Melatonin) دچار اختلال میشوند. این یعنی ذهن تحریکپذیرتر میشود، تمرکز کم میشود، و نگرانی، شدیدتر حس میشود.
کشورهایی که دورههای طولانی ریاضت اقتصادی را تجربه کردند، مثل پرتغال و اسپانیا، بعدا گزارش کردند که خانوادههایی که حداقل نظم خواب و تغذیه را حفظ کردند، کمتر دچار فروپاشی عصبی شدند. منظور تجمل غذایی نیست. بلکه «حداقل سالم» است. کمی سبزیجات، پروتئین ارزانقیمت و حذف تدریجی قندهای صنعتی.
التهاب سیستمیک (Systemic Inflammation) یکی از دشمنهای بزرگ ذهن در دوره بحران است. این التهاب با غذای پرقند و خواب کم بیشتر میشود و به شکل اضطراب و خستگی مزمن ظاهر میشود. وقتی بدن کمی نظم بگیرد، روان هم مثل یک شهر آرامتر میشود. شاید بحران باقی بماند، اما توان ایستادگی افزایش مییابد.
۳- تاریخ چه میگوید؛ ملتها چگونه از بحرانهای مشابه عبور کردهاند
در دوران رکود بزرگ آمریکا در دهه ۱۹۳۰، مردم به تدریج آموختند که شبکههای کوچک حمایتی، از هر برنامه کلان مهمترند. خانوادهها، همسایهها و گروههای کوچک کاری، به یکدیگر خدمات کوچک ارائه میدادند. کسی که بیکار بود، آشپزی میکرد. دیگری بچهها را نگه میداشت. این مدل ساده، فشار روانی را کاهش میداد، چون حس «تنهایی در بحران» کم میشد.
در آرژانتین، بعد از فروپاشی ارزی اوایل دهه ۲۰۰۰، گروههای محلی ایجاد شدند که محصولات خود را بدون پول و با «مبادله» (Barter) خرید و فروش میکردند. تاثیر آن تنها اقتصادی نبود. اثر اصلی، کاهش ناامیدی و حفظ حس کرامت انسانی بود.
در ژاپن، بعد از ترکیدن حباب اقتصادی دهه ۹۰، مفهوم «زندگی سادهتر» بهعنوان راهبرد فرهنگی معرفی شد. کاهش هزینههای غیرضروری، بازگشت به عادتهای خانوادگی و تقویت پیوندهای اجتماعی، ابزارهای روانی مهمی بودند.
این مثالها یادمان میآورد که حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی فقط پزشکانه نیست. ریشه اجتماعی دارد. کسی که احساس کند تنها نیست، مغزش آرامتر تصمیم میگیرد.
۴- گفتن بدون شکستن؛ چگونه نگرانیها را با همسر و خانواده تقسیم کنیم
پنهان کردن نگرانیها، در کوتاهمدت نشانه مسئولیتپذیری به نظر میرسد. اما در بلندمدت، به خستگی عاطفی میانجامد. در روانشناسی خانواده، گفتوگوهای تنظیمکننده (Regulating Conversation) نقش سپر روانی دارند. نه به شکل گلایه، نه به شکل سرزنش. بلکه به شکل همراهی.
در بحران مالی روسیه در دهه ۹۰، بسیاری از خانوادهها گزارش کردند که سادهترین شکل تقسیم نگرانیها، باعث کاهش دعوا و سوءتفاهم شد. گفتن جملاتی مثل «شرایط سخت است اما با هم تصمیم میگیریم» به شریک زندگی حس مشارکت میدهد. وقتی نگرانیها گفته میشوند، ذهن فضای بیشتری برای فکر کردن به راهحلها پیدا میکند.
همچنین باید پذیرفت که سکوت طولانی، نشانه قدرت نیست. گاهی نشانه فرسودگی است. وقتی حرفها در زمان درست گفته شوند، رابطه قویتر میشود و بحران، به دشمن مشترک تبدیل میشود نه به فاصلهای میان دو نفر.
۵- اقتصادِ روزمره؛ چگونه تصمیمهای کوچک جلوی فرسودگی بزرگ را میگیرند
در بحرانها، بسیاری از مردم به تصمیمهای یکباره و بزرگ فکر میکنند. تغییر شغل، مهاجرت یا سرمایهگذاریهای پرریسک. اما تاریخ اقتصاد نشان میدهد در دورههای ناپایدار، تصمیمهای کوچک و پایدار بیش از اقدامات نمایشی تاثیر دارند. خانوادهها در بحرانهای آمریکای لاتین، هزینهها را به سه گروه تقسیم کردند: ضروری، قابل تعویق و تجملی. حذف دسته سوم، نه تنها از نظر مالی مفید بود، بلکه حس کنترل روانی را بالا برد.
وقتی ساختار خرید سادهتر میشود، مغز از وضعیت «هشدار دائمی» خارج میشود. کاهش خرجهای احساسی، مثل خرید هیجانی در زمان استرس، به تنظیم سیستم پاداش مغز که بر پایه دوپامین (Dopamine) کار میکند کمک میکند. در نتیجه، فرد کمتر احساس شکست و بیکفایتی میکند.
چند کشور اروپایی پس از رکود بزرگ اخیر، برنامههای آموزش سواد مالی خانوادگی راه انداختند. نه برای ثروتمند کردن مردم، بلکه برای کاهش اضطراب اقتصادی. پیام اصلی این برنامهها ساده بود. پول، فقط عدد نیست. شکلی از امنیت روانی است. وقتی ساختار هزینهها شفاف میشود، حتی اگر درآمد کم باشد، احساس آسیبپذیری کاهش مییابد.
این نگاه، بخشی از هنر حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی است. هدف، بقا با آرامش نسبی است. نه مسابقه با شرایطی که خارج از کنترل ماست.
۶- کار دوم و فرسودگی پنهان؛ چگونه بین تلاش و فرسودگی مرز بگذاریم
بسیاری از افراد به امید جبران کاهش درآمد، کار دوم انتخاب میکنند. این کار در کوتاهمدت مفید است. اما اگر بدون مرز انجام شود، به فرسودگی شغلی (Burnout) میانجامد. فرسودگی، فقط خستگی نیست. ترکیبی است از بیمعنایی، کاهش انرژی، و حس بیهودگی.
در کشورهایی که بحران طولانیتر شد، مثل برزیل، پزشکان گزارش کردند که کار دوم بدون استراحت، پس از دو سال، منجر به افزایش مشکلات قلبی و افسردگی شد. بدن انسان برای داشتن زمان بازیابی طراحی شده است. وقتی شبها و آخر هفتهها به «ساعات کار پنهان» تبدیل میشوند، ذهن فرصت تجدید قوا ندارد.
راهکار، کنار گذاشتن کار دوم نیست. بلکه تعریف مرز است. مثلا تعیین بازههایی که به صورت غیرقابل مذاکره برای استراحت، خواب یا وقت خانوادگی کنار گذاشته شوند. این مرزها، پیام مهمی به مغز میدهند. زندگی هنوز فقط کار نیست.
تجربه تاریخی نشان داده که کسانی که توانستهاند این مرزها را حفظ کنند، در مسیر بلندمدت، کمتر فرسوده شدهاند و حتی عملکرد اقتصادیشان پایدارتر بوده است. زیرا ذهنی که میسوزد، دیگر تصمیم مالی خوب نمیگیرد.
۷- نگرانی درباره والدین؛ پیوند میان نسلها و ذهن آرامتر
با افزایش بحران اقتصادی، نگرانی درباره والدین شدت میگیرد. هزینه درمان، مراقبت و آینده نامعلوم. این نگرانی، گاهی سنگینتر از نگرانی خود فرد است. اما در بسیاری از فرهنگها، زمانی که مراقبت به شکل «تقسیمشده» انجام شد، فشار کاهش یافت.
در کره جنوبی پس از بحران مالی دهه ۹۰، خانوادهها شبکههای کوچک مراقبتی ایجاد کردند. خواهر، برادر و حتی دوستان نزدیک، وظایف را تقسیم میکردند. یکی مسئول امور پزشکی بود، دیگری امور مالی یا رفتوآمد. این تقسیم نقش، حس «تنهایی در مسئولیت» را کم میکرد و استرس مزمن را پایین میآورد.
از نظر پزشکی، تحمل اضطراب طولانی به شکل مستقیم بر دستگاه ایمنی تاثیر میگذارد. افزایش کورتیزول (Cortisol) میتواند فرد را مستعد بیماری کند. وقتی مراقبت از والدین، مسئولیتی مشترک میشود، بدن نیز در سطح فیزیولوژیک آرامتر عمل میکند.
این نگاه، نه فقط از نظر اخلاقی درست است، بلکه به حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی کمک میکند. بحران، وقتی میان چند شانه تقسیم شود، قابلتحملتر میشود.
۸- اضطراب آینده و ذهنی که مدام پیشبینی میکند
یکی از خستهکنندهترین بخشهای بحران، ناتوانی در پیشبینی آینده است. ذهن ما به طور طبیعی دوست دارد آیندهای قابلتصور بسازد. وقتی این امکان از بین میرود، ذهن وارد حالت «پیشبینی فاجعه» (Catastrophizing) میشود. یعنی بدترین سناریوها را به عنوان نتیجه قطعی تصور میکند.
در کشورهای اروپای شرقی پس از گذارهای سیاسی و اقتصادی، روانشناسان دریافتند کسانی که افق آینده خود را کوتاهتر کردند، اضطراب کمتری داشتند. به جای برنامهریزیهای پنج ساله، برنامههای سهماهه طراحی میشد. این کار، حس کنترل ایجاد میکرد. مغز یاد میگرفت که میتواند حتی در محیط نامطمئن، قدمهای کوچک اما واقعی بردارد.
تمرین ذهنی سادهای که پیشنهاد میشود، تمرکز بر «گام بعدی ممکن» است. نه تصویر کلی آینده. این تغییر، به کاهش فعالیت بیشازحد سیستم تهدید در مغز کمک میکند که با آمیگدالا (Amygdala) مرتبط است.
در نهایت، آیندهای که دیده نمیشود، لزوما تیره نیست. فقط نامعلوم است. تفاوت این دو، برای سلامت روان حیاتی است.
۹- نقش معنا؛ چرا آدمهایی که هدف میسازند دیرتر میشکنند
در تاریخ بحرانها، یک الگوی مشترک دیده میشود. کسانی که برای زندگی خود نوعی معنا تعریف کردهاند، مقاومتر ماندهاند. این معنا میتواند کار مفید، مراقبت از خانواده، یا مشارکت اجتماعی باشد. معنا، به ذهن سیگنال میدهد که زندگی، فقط میدان ضربهها نیست. میدانی است که میشود در آن اثر گذاشت.
پزشکی روانتنی نشان میدهد که احساس معنا، با کاهش التهاب سیستمیک و بهبود شاخصهای روحی ارتباط دارد. به همین دلیل، در زمان جنگها و بحرانهای بزرگ، فعالیتهای داوطلبانه، نقش حمایتی برای روان مردم داشته است.
در بحران اقتصادی ژاپن، بسیاری از بازنشستگان به آموزش داوطلبانه کودکان روی آوردند. این کار، نه درآمد داشت و نه مشکلها را حل میکرد. اما حس مفید بودن، فشار روانی را کاهش داد.
معنا، نسخه فوری نیست. اما ستون محکمی است که میتواند در کنار سایر راهبردها، حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی را ممکنتر کند.
۱۰- بدن و ذهن در یک حلقه؛ چرا مراقبت از یکی، دیگری را ترمیم میکند
علم پزشکی امروز، رابطهای نزدیک میان بدن و روان نشان داده است. وقتی بدن وارد حالت ترمیم میشود، ذهن نیز آرامتر کار میکند. ورزش ملایم، مانند پیادهروی ۲۰ دقیقهای، با افزایش اندورفین (Endorphin) حس آرامش ایجاد میکند.
در کشورهای اسکاندیناوی زمانی که اقتصاد دچار رکود شد، برنامههای کمهزینه فعالیت بدنی عمومی گسترش یافت. نتیجه، کاهش افسردگی خفیف در جمعیت بود. این نشان میدهد که گاهی مداخلههای ساده، تاثیر بزرگی دارند.
بدن، زبان خاص خود را دارد. اگر به آن خواب، غذا و حرکت بدهیم، پیامهای هشدار را کمتر میفرستد. ذهن در پاسخ، انرژی بیشتری برای تصمیمگیری و حل مسئله پیدا میکند.
این چرخه، همان جایی است که علم پزشکی و تجربه تاریخی به یک نقطه مشترک میرسند. مراقبت از بدن، آغاز ترمیم روان است. حتی اگر بحران همچنان ادامه داشته باشد.
جالب است این را هم بدانید که:
گاهی پژوهشهای پزشکی و روایتهای تاریخی، در نقطهای مشترک به هم میرسند. در سالهایی که بریتانیا با کمبودهای شدید اقتصادی روبهرو بود، دولت برنامههای کوچک اما مستمر برای پیادهروی روزانه، آشپزی خانگی و دورهمیهای کمهزینه راه انداخت.
آمارها بعدا نشان داد نرخ افسردگی شدید کمتر از چیزی بود که پیشبینی میشد. دلیلش پیچیده نبود. بدن و شبکههای انسانی، مانند دو ستون کنار هم عمل کردند. آنهایی که توانستند خواب، تغذیه ساده و ارتباطهای نزدیک را حفظ کنند، قابلیت بیشتری برای تحمل فشار داشتند. این همان نقطهای است که پزشکی، روانشناسی و اقتصاد در آن همصدا میشوند.
واقعیت کمتر گفتهشده دیگری هم وجود دارد. بحرانها همیشه فقط مصرفکننده نیرو نیستند. گاهی یک «بازآرایی» عمیق ایجاد میکنند. در کشورهای آسیایی که بحران مالی را پشت سر گذاشتند، نسلی که در کودکی با بیثباتی مالی بزرگ شد، بعدها مهارتهای بودجهبندی، کار گروهی و تابآوری بالاتری پیدا کرد. این به معنای ستایش بحران نیست.
بلکه نشان میدهد که ذهن انسان قادر است از سختیها، الگوهای تازهای برای زندگی استخراج کند. در چنین شرایطی، حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی تنها یک دفاع نیست، بلکه فرصت یادگیری سازوکارهای جدید هم هست.
نکته شگفتیبرانگیز دیگر این است که در بسیاری از جوامع، هنر و روایتگری نقش حفاظتی پیدا کرد. در آمریکای لاتین، جلسات داستانخوانی جمعی و موسیقیهای ساده خیابانی، به کاهش اضطراب جمعی کمک کرد. از نظر علوم اعصاب، این فعالیتها مدارهای لذت سالم را فعال میکنند و با آزادسازی دوپامین کنترلشده، ذهن را از چرخه «پیشبینی فاجعه» بیرون میآورند.
وقتی انسانها، حتی برای لحظاتی کوتاه، چیزی میسازند یا با هم روایت میکنند، سیستم عصبی پیام متفاوتی دریافت میکند. پیام این است که زندگی فقط میدان بحران نیست. این دانستن، به شکلی آرام و تدریجی، به بدن و روان امکان ترمیم میدهد.
جدول مقایسهای: کدام مداخله در چه سطحی اثر میگذارد؟
| نوع اقدام | اثر کوتاهمدت | اثر بلندمدت | یادداشت کاربردی |
|---|---|---|---|
| تنظیم خواب و تغذیه | کاهش اضطراب و خستگی | ثبات خلق و انرژی | اولویت با «حداقل پایدار» نه برنامههای سخت |
| تقسیم مسئولیتها در خانواده | کاهش احساس تنهایی | پیشگیری از فرسودگی | وظایف را شفاف و قابل پیگیری کنید |
| برنامهریزی مالی ساده | احساس کنترل بیشتر | کاهش تصمیمهای هیجانی | سه دسته هزینه: ضروری، تعویقپذیر، تجملی |
| فعالیت بدنی ملایم | آرامش و تمرکز بهتر | کاهش خطر افسردگی | پیادهروی منظم از ورزش شدید موثرتر است |
| شبکه حمایتی کوچک | همدلی و همراهی | تابآوری اجتماعی | دو یا سه نفر هم کافی است |
خلاصه نهایی
در دورههایی که فشار اقتصادی، مسئولیتهای خانوادگی و نگرانیهای آینده به هم گره میخورند، ذهن زودتر خسته میشود و بدن زودتر سیگنال هشدار میدهد. انسان وقتی به چند جبهه همزمان پاسخ میدهد، باید ابتدا بفهمد که فشار چندمنبعی است و تقصیر شخصی او نیست. تاریخ کشورهای مختلف نشان میدهد کسانی که خواب، تغذیه ساده و ریتم بدنی را حفظ کردهاند، در عبور از بحران موفقتر بودهاند.
خانوادهها وقتی نگرانیها را میان خود تقسیم میکنند، بار روانی کاهش مییابد و تصمیمها منطقیتر میشود. برنامهریزی مالی حداقلی، احساس کنترل میدهد و جلوی تصمیمهای هیجانی را میگیرد. معنا و فعالیتهای کوچک اجتماعی، به ذهن یاد میدهد که زندگی فقط میدان تهدید نیست. در نهایت، حفظ سلامت روان در بحران اقتصادی نه یک حرکت بزرگ، بلکه مجموعهای از گامهای کوچک، واقعبینانه و مداوم است که بهتدریج بدن و روان را همسو میکند.
❓ سؤالات رایج
چطور بفهمم فشارم طبیعی است یا نیاز به کمک حرفهای دارم؟
اگر بیخوابی، ناامیدی یا اضطراب برای چند هفته ادامه پیدا کند و کارکرد روزانه را مختل کند، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود. کمک گرفتن نشانه ضعف نیست و جلوی فرسودگی عمیقتر را میگیرد.
وقتی درآمد کم است، چطور تغذیه سالم داشته باشیم؟
هدف کیفیت لوکس نیست. ترکیب سادهای از حبوبات، تخممرغ، میوههای فصلی و سبزیجات ارزان میتواند نیازهای پایه را تامین کند. حذف نوشیدنیهای قندی و تنقلات پرکالری تاثیر محسوسی دارد.
آیا کار دوم همیشه خطرناک است؟
خیر. مشکل زمانی شروع میشود که مرزی برای استراحت وجود نداشته باشد. اگر زمان بازیابی تعریف شود، کار دوم میتواند موقت و قابلکنترل باقی بماند.
چگونه با همسرم درباره نگرانیها صحبت کنم بدون اینکه او را مضطرب کنم؟
واقعیت را بگویید اما همراه با برنامههای کوتاهمدت و لحن مشارکتی. تأکید بر «با هم تصمیم میگیریم» فشار را میان دو نفر تقسیم میکند.
اگر آینده قابل پیشبینی نیست، برنامهریزی چه فایدهای دارد؟
برنامههای کوتاهمدت سهماهه حس کنترل میدهند و مانع از پیشبینی فاجعه میشوند. قدمهای کوچک پایدار، از طرحهای بزرگ نامطمئن موثرتر هستند.
چرا پیادهروی ساده تا این حد توصیه میشود؟
پیادهروی ملایم اندورفین آزاد میکند و خواب را تنظیم میکند. بدن وقتی آرامتر است، ذهن هم با انعطاف بیشتری با بحران روبهرو میشود.
منبع: یک پزشک
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط روابط عمومی ایران مدلبز منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد منتشر نخواهد شد.
- لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

