امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Thursday, 3 April , 2025
امروز : پنج شنبه, ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
شناسه خبر : 19761
  پرینتخانه » آخرین اخبار تاریخ انتشار : 02 آوریل 2025 - 13:59 | 3 بازدید | ارسال توسط :

خودآگاهی بدنی و رنج: تاثیر تصویر بدن بر کیفیت حال و احساس‌مان

تاثیر مستقیم ِ احساسی که به بدن مان داریم یا همان خودآگاهی بدنی، بر کیفیت زندگی و سلامت روان مان شگفت انگیز است. شاید باورش سخت باشد اما این تصور و حسی که از بدن و چهره مان داریم تا حد زیادی بر میزان رنج و شادی ای که می بریم، تاثیرگذار است.

خودآگاهی بدنی و رنج: تاثیر تصویر بدن بر کیفیت حال و احساس‌مان
آیا می‌دانستید هرچه بیشتر بدن خود را رد کنیم، درک و مدیریت احساسات‌مان دشوارتر می‌شود؟ این به این دلیل است که ذهن و بدن ارتباط مستقیمی دارند. بنابراین، بی‌توجهی و عدم ارزش‌گذاری به هر کدام شان مشخصا تاثیری منفی بر دیگری می گذارد.

خودآگاهی بدنی و تاثیری که بر حال مان دارد
برخی افراد وقتی در آینه نگاه می‌کنند، تصویری ناخوشایند و ناراحت‌کننده می‌بینند. ” وای! من چقدر زشتم“! ” دماغمو ببین! افتضاح است!”؛ ” وای چقدر لک روی صورتم است”؛ و …

بسیاری از نوجوانان تنها زمانی که تصویر خود را با فیلترهای بی‌پایان زیبایی دستکاری می کنند،احساس خوبی نسبت به تصویرشان دارند. حاضر نیستند حتی یک بار یک عکس بی فیلتر از خودشان منتشر کنند.

این موضوع وقتی ترسناک‌تر می شود که بدانیم، همین الان تعداد فزاینده‌ای از کودکان بین ۶ تا ۸ سال وجود دارند که نقص‌های زیادی در ظاهر فیزیکی خود می‌بینند. از قیافه شان بدشان می آید. هزار ایراد از صورت خود می گیرند و از همین الان به فکر ترمیم یک جایی از صورت شان هستند!

در واقع، میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان با نارضایتی از بدن و صورت خود دست و پنجه نرم می‌کنند. در ذهن این افراد، فاصله‌ای بزرگ بین تصویر واقعی خود و تصویرایده‌آل شان وجود دارد.

با این حال، این تصویر ایده‌آل هم مصنوعی و هم غیرممکن است. بنابراین، تنها به احساس ناراحتی و رد تدریجی خود منجر می‌شود.

با توجه به این موضوع، تعجب‌آور نیست که اختلال دیسمورفیک بدنی یا خود زشت انگاری به طور فزاینده‌ای تشخیص داده می‌شود. این وضعیت به حالتی اطلاق می‌شود که فرد به طور وسواس‌گونه‌ای به دنبال کمال زیبایی است در حالی که به شدت نسبت به بدن خود انتقاد می‌کند. تا حدی که از خودش بدش می آید!

 
به همین دلیل، نقص‌هایی را می‌بینند که وجود ندارند و معتقدند تصویر فیزیکی آن‌ها آزاردهنده است.
اضطراب، رفتارهای اجتنابی، وسواس‌ها، ترس‌ها. وقتی ذهن با بدنی که با آن هماهنگ نیست مواجه می‌شود، رنجی ویرانگر ایجاد می‌شود. در واقع، خودآگاهی از بدن و نحوه ساخت آن به طور مستقیم با سلامت روان ما مرتبط است.

این موضوعی است که باید از دوران کودکی به آن توجه کنیم.

خودآگاهی از بدن در کودکی شکل می گیرد
والدین تأثیر مستقیمی بر توسعه تصویر بدنی فرزندشان دارند.

خودآگاهی بدنی چیست؟
آگاهی از بدن ِخودمان فرآیندی است که در آن مغز ما تصاویر فیزیکی ما را یکپارچه می‌کند. این همان روشی است که ما خود را می‌سازیم. ادراک ما از مناطق فیزیکی طرح‌های بدنی‌مان حس بودن آنچه هستیم را ایجاد می‌کند. یک کودک از سه سالگی به بعد این ساختار فیزیکی-روانی را یکپارچه می‌کند.
خودآگاهی بدنی احتمالاً مهم‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. زیرا برای چندین قرن بدن به عنوان موجودی جدا از ذهن دیده می‌شد. این دوگانه‌گرایی ریشه در نظریه کلاسیک قرن هفدهم رنه دکارت دارد. این امر باعث شد تا مردم به سختی درک کنند که گاهی اوقات برخی ناراحتی‌های جسمی ریشه روانشناختی دارند و نه چندان فیزیولوژیکی.

دهه‌هاست که مشخص شده است کودک با حس تنفر از بدنش به دنیا نمی‌آید. کودکان در خانواده و جامعه است که احساسی را که بدن شان دارند، پیدا می کنند. بدون شک، این موضوع بر سلامت روان آن‌ها تأثیر ویرانگری دارد.

مطالعه چندین دانشگاه اروپایی ادعا کرد که امروزه اختلال خود زشت انگاری یا دیسمورفیک بدنی در میان جوانان به طور فزاینده‌ای شایع است.

در واقع، به نظر می‌رسد که تعداد فزاینده‌ای از کودکان و نوجوانان بین ۱۰ تا ۱۹ سال وجود دارند که از بدن‌هایشان متنفرند. کسانی که این وضعیت را نشان می‌دهند، به نوبه خود ۷۱.۵ درصد هم زمانی با اختلالات دیگر روانی نظیر خودآزاری و تلاش برای خودکشی دارند.

واضح است که خودآگاهی بدنی اغلب آغازگر رنج‌های زیادی است.

برخی اختلالات روانشناختی جلوی این خودآگاهی بدنی را می گیرند؛ تحریف می کنند به نحوی که دچار احساسات کاذب می شویم و نقص هایی را در بدن مان می بینیم که اصلا وجود خارجی ندارند.

 
عناصر خودآگاهی بدنی
خودآگاهی بدنی از سه عنصر خاص در مغز ریشه می گیرد. این عناصر به ما کمک می‌کنند تا روان‌پریشی‌های مربوط به اختلالات خوردن (ED) و اختلال بدن‌پنداری (BDD) را درک کنیم.
این عناصر به شرح زیر هستند:
۱٫ ویژگی‌های فیزیکی بدن (آنچه می‌بینیم): به عبارت دیگر، هر چیزی که توجه ما را جلب می‌کند. برخی افراد معتقدند که ظاهری وحشتناک، ناقص یا حتی نفرت‌انگیز دارند. این مهم نیست که ممکن است از نظر ظاهری جذاب باشند. «دیس‌مرفوفوبیا» به معنای آن است که آنچه در آینه می‌بینند با واقعیت مطابقت ندارد.
۲٫ درون‌حسی (آنچه احساس می‌کنیم): ما خودآگاهی بدنی را از طریق احساسات درونی خود، یعنی احساساتی که در درون ما برانگیخته می‌شوند، شکل می‌دهیم. تحقیقات دانشگاه رن (فرانسه) نشان می‌دهد که افرادی که از بی‌اشتهایی یا اختلال بدن‌پنداری رنج می‌برند، درک تغییر یافته‌ای از گرسنگی فیزیولوژیک، سیری و نحوه ابراز احساسات در بدن دارند.

۳٫ ارزیابی شناختی (آنچه فکر می‌کنیم): ما ایده‌های خود درباره اینکه کی هستیم را از نحوه دیدن خودمان شکل می‌دهیم. در واقع، افکار و باورها قدرت زیادی در ساختن تصاویر سالم و مثبت از خودمان دارند.

 

ما ممکن است از برخی قسمت‌های بدن خود بیزار باشیم، اما نباید به خاطر آن از خود متنفر باشیم.
 
وقتی ذهن و بدن هماهنگ نیستند
خودآگاهی بدنی در دوران کودکی در مغز ما شکل می‌گیرد و می‌تواند در هر زمانی دچار اختلال شود. واقعیت این است که اگر ذهن و بدن دیگر در هماهنگی نباشند، منبع آن تقریباً همیشه یک متغیر سوم خارجی، عجیب و بسیار مضر است: فرهنگ ما.

واقعاً نگران‌کننده است که تصاویری که از خود داریم می‌توانند توسط پیام‌هایی که از محیط دریافت می‌کنیم، تخریب شوند.

خانواده معمولاً اولین جایی است که کودکان با روایت‌های منفی درباره بدن شان مواجه می‌شوند. این پیام‌های اولیه مفهوم خود و عزت نفس را شکل می‌دهند. سپس، صنعت مد و تبلیغات و همچنین رسانه‌های اجتماعی قرار دارند. در این پلتفرم‌ها، جوانان هر روز خود را با تصاویری که در برنامه‌های تیک‌تاک و اینستاگرام می‌بینند مقایسه می‌کنند.

در واقع، هم‌اکنون رسانه‌های اجتماعی بزرگترین دشمن خودآگاهی بدنی سالم در جوانان هستند. این بدان معناست که ذهن و بدن آنها در هماهنگی نیستند. این وضعیت بسیار مشکل‌ساز است و همه ما از این مسئله آگاه هستیم. با این حال، جامعه ما به طور نادرستی با آن برخورد می‌کند.

فاصله گرفتن از بدن
وقتی ذهن و بدن ما هماهنگ نیستند، نوعی جدایی برجسته را تجربه می‌کنیم. در واقع، کنترل احساسات خود را از دست می‌دهیم. همچنین، آنها را سرکوب کرده، نمی‌توانیم آنها را درک کنیم و به منفی بودن آنها گرفتار می‌شویم. فقط احساس رد شدن، انتقاد، اضطراب مداوم و تحقیر را تجربه می‌کنیم.

کمبود خودآگاهی بدنی موجب کمبود خودآگاهی احساسی و به نوبه خود تحریف «خود» می‌شود. این بدان معناست که بدن‌های ما متعلق به ما نیستند. ما آنها را انکار کرده و از آنها فاصله می‌گیریم و در ابعادی از ناراحتی دائمی گرفتار می‌شویم. اثرات این وضعیت بسیار بزرگ است.

پس در این شرایط چه کار می‌توانیم بکنیم؟
مسئولیت بر عهده همه ماست. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که تحت سلطه زیبایی مصنوعی غیرممکن و خواسته‌های خود قرار دارد. بدن‌های ما نباید دشمنان ما باشند. آنها بخشی از وجود ما هستند. باید نحوه تفکر خود را بازتعریف کنیم.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.